تبليغاتX
رفیــــق لحظه هایــــم بـــاش تــــــارا
   

 


رفیــــق لحظه هایــــم بـــاش تــــــارا 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

 

طراح قالب:


چت روم وب


كد جاوا :
 

عاشقانــــــــــــــه ها

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 نامهربون خنگول

طاقت من طاقت دل،طاقت سنگ است غزل پریده رنگ است دله،ترانه تنگ است
نه در زمین نه در زمان،جای درنگ است بیا که وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
هرکسی هم نفسم شد،دست آخر قفسم شد منه ساده به خیالم،که همه کارو کسم شد
اون که عاشقانه خندید،خنده های منو دزدید پشت پلک مهربونی،خواب یک توطئه میدید.
رسیده ام به نا کجا،خسته ازین حالو هوا حدیث تنگی است مرا طاقت من نیست
نه در زمین نه در زمان،جای درنگ است بیا که وقت تنگ است مرا حوصله تنگ است
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیز ترینم آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم
به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی
من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

عاشق همه سال مست و رسوا باد.......... ديوانه و شوريده و شيدا باد
با هوشياري غصه ي هر چيز خوريم.......... چون مست شديم هر چه باداباد

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورتگری را نبود این چنینی

پریزاد عشقو مه آسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی، چه خوش باورم من شکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تاب تا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینی تو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی

همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظه ناب که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو هر شام مهتاب به یادت شکستم....

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

گفتم تو چرا دورتر از خوابو سرابي خواب وسرابي..........گفتي كه منم با تو وليكن تو نقابي ،اما تو نقابي
فرياد كشيدم تو كجايي تو كجايي..........گفتي كه طلب كن تو مرا تا كه بيابي
فرياد كشيدم تو كجايي تو كجايي..........گفتي كه طلب كن تو مرا تا كه بيابي
چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش مرد سفر باش......هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش فكر خطر باش
هر منزله اين را ه بيابان هلاك است........هر چشمه سرابيست كه بر سينه خاك است
در سايه ي هر سنگ اگر گل به زمين است.......نقشه تن ماريست كه در خواب كمين هست
در هر قدمت خواك ..........هر شاخه سره دار.......در هر نفس آزادهر ثانيه صد بار
چون همسفر عشق شدي مرد سفر باش، مرد سفر باش......هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش ،فكر خطر باش
گفتم كه عطش ميكشدم در همه صحرا ........ گفتي كه مجوي آب و عطش باش سراپا
گفتم كه نشانم بده گر چشمه اي آنجاست..........گفتي چو شدي چشمه ترين قلب تو درياست

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بيا لب واكنم هم غصه ي من بيا بيدار كنيم خوابيده ها رو
بيا آشتي بديم با قصه هامون تمام دستاي از هم جدا رو
بيا گلخونه كن ويرونه ها رو كه قمري جاي زاغا رو بگيره

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  

تمام نا تمام من با تو تمام مي شود........... شاعر بي نامو نشان صاحب نام ميشود
تمام من به نام تو شعر دوباره ميشود....... بند سكوته كهنه ام چار پاره ميشود
تمام نه،تمام نه،كه جام ناتمام لب ريخته ام.. تمام نه،تمام نه،كه نا تمامي از تو آويخته ام
تمام نا تمام من با تو تمام مي شود......... شاعر بي نامو نشان صاحب نام ميشود
در اين حرير خانگي روي ترانه شسته ام .... تمام خون من شبي پر از ستاره ميشود
از تو بر اين ترانه ها نور ستاره مي چكد.... بر اين بلند بي صدا غزل دوباره مي چكد
به تو ميگم كه نشو ديوونه اي دل.........به تو ميگم كه نگير بهونه اي دل
من ديگه بچه نميشم آه ............ديگه بازيچه نميشم

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

دله من ديگه خطا نكن.....با غريبه ها وفا نكن
زندگيرو باختي دله من....مردمو شناختي دله من
زندگيرو باختي دله من....مردمو شناختي دله من
تا به كي سراپا حقيقتي....تا به كي خرابه محبتي
همنشينه اينو اون ميشي...خسته و پريشو خون ميشي
دشته بخته تو كوير ميشه...مرغه آرزوت اسير ميشه
روبروت سراب پشته سر خراب... روبروت سراب پشته سر خراب
ساكتو صبوري دله من ...مثله بوفه كوري دله من
زندگيرو باختي دله من ...مردمو شناختي دله من
دله من ديگه خطا نكن....با غريبه ها وفا نكن
زندگيرو باختي دله من مردمو شناختي دله من
توي خون نشستي دله من ...بي صدا شكستي دله من
زندگيرو باختي دله من مردمو شناختي دله من
ساكتو صبوري دله من ...مثله بوفه كوري دله من


بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

پروردگارا، تو نيک دانی که اين گِل‌سرشته‌یِ تو در پیِ چه باشد.
پس مهر افزون کن و بهانه‌ای نکوتر به وی الهام نمای.

خدايــــــــــــــــــــا سپــــــاس

تــــــــــارا





نويسنده: تـــــــــارا گلــــی مورخ: چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 در ساعت: 10:4 قبل از ظهر
      |+|

مـــــــــــــــرگ

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا
از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی
آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را
از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا
گر چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او
گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا
گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن
گاهی نهد در جان تو نور خیال مصطفی
این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان
یا بگذرد یا بشکند کشتی در این گرداب‌ها
چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان
کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا
بانک شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اش
چون شد ز حد از آسمان آمد سحرگاهش ندا
گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت خامش رها کن این دعا
گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود من درروم بهر لقا
گر رانده آن منظرم بستست از او چشم ترم
من در جحیم اولیترم جنت نشاید مر مرا
جنت مرا بی‌روی او هم دوزخست و هم عدو
من سوختم زین رنگ و بو کو فر انوار بقا
گفتند باری کم گری تا کم نگردد مبصری
که چشم نابینا شود چون بگذرد از حد بکا
گفت ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت
هر جزو من چشمی شود کی غم خورم من از عمی
ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بصر کو نیست لایق دوست را
اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود
یار یکی انبان خون یار یکی شمس ضیا
چون هر کسی درخورد خود یاری گزید از نیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر لا
روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی
پس بایزیدش گفت چه پیشه گزیدی ای دغا
گفتا که من خربنده‌ام پس بایزیدش گفت رو
یا رب خرش را مرگ ده تا او شود بنده خدا

 

اي نــور ما اي سور ما اي دولت منصــور ما
جوشي بنه در شور ما تا مي‌شود انگور ما

اي يار ما عيـــــار ما ، دام دل خمــــــار ما
پا وامکش از کار ما ، بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پاي دل جــان مي‌دهم چه جاي دل
وز آتـش ســـــــوداي دل اي واي دل اي واي ما

 

این منم.. این منم... این منم..... بغضمو تو گلو میشکنم◄ خدایا سپاس... ►

 

خــــــــــــــدايا شكرتــــــــــــــــــــــ

 

تـــــــــــــارا گلي


نويسنده: تـــــــــارا گلــــی مورخ: سه شنبه دوازدهم آذر 1387 در ساعت: 7:45 قبل از ظهر
      |+|

عــــــاشقانــــــــــــــــه

 

شريك سقف من نيستي بزار همسايه باشيم و

فقط يك دونه ديوارو شريكم باش

شريكم باش شريكم باش

شريك عمر من نيستي  بيا و هم لحظه باشيم  و

همين يك لحظه ديدار و شريكم باش

شريكم باش شريكم باش

فقط در حد يك لبخند لبتــــ رو قسمت  من كن

اگه خورشيد من نيستي  بيا و شمع و روشن كن

تمناي شرابم نيست  يه جرعه آب شريكم باش

كنار چشمه ي رويا يه لحظه خواب شريكم باش

شريك زندگيم نيستي  شريك آرزويم باش

اگه نيستي كنار من  بيا و رو به رويم باش

سلامي كن گه گاهي  به نام آشنا بر من

همين اندازه هم بسه براي شور دل بستن

غزلخونم نباش اما به حرفي ساده شادم كن

اگه ديدي منو بشناس نميگم اينكه يادم كن

به عشق نابسامونو چه ساماني از اين خوشتـــر

شكايت نامه ي دل رو چه پاياني از اين خوشتر

تو كه چشماي قشنگت خونه ي صدتا ستاره است

تو كه لبخند طلائي ات واسه من عمر دوبارست

بدجوري ديوونتم من فكر نكن اين اعترافه

هميشه نبودن تو  كرده اين دلو كلافه

بدجوري بهم ميريزه  منو گاهي اتفاقي

تو اگه نباشي  از من نميمونه چيزي باقي

بدجوري ديوونتم من تشنه ام تشنه ي بارون

چقدر از دريا ما دوريم  بي گناهيم هر دوتامون

من كه اسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه

سرزنش نكن دلم رو بخدا اون بي گناهه

وقتي تو با من نيستي از من چه مي ماند

از من جز اين هر لحظه فرسودن چه مي ماند

ا زمن چه مي ماند جز اين تكرار پي در پي

تكرار من در من  مگه از من چه مي ماند

غير از خيالي خسته از تكرار تنهايي

غير از غبار ي در لباس تن  چه مي ماند

از روزهاي دير بي فردا كه مي آيد

از لحظه هاي رفته ي روشن  چه مي ماند

حالا نيستی ديگه شبهام انگاری سحر نداره
عيد مياد امّا چه فايده هوای بهار نداره
يادته بهار ميگفتی ابرا بارونو ميارن
حالا تو نيستی و ابرا غير بغض چيزی ندارن
تو ميری يه باغ ديگه اونجا گل ميزنه از تو
من ميمونم و يه پاييز، يه غروب و يادی از تو

در کنار تو باشم، فارغ از پشيمانی
آرزوی من اين است، يا شوی فراموشم
يا که مثل غم هر شب، گيرمت در آغوشم
آرزوی من اين است، که تو مثل يک سايه
سر پناه من باشی، لحظهء تر گريه
آرزوی من اين است، نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من، در سکوت يک جاده

آرزوی من اين است، هستی تو من باشم
لحظه های هوشياری، مستی تو من باشم
آرزوی من اين است، تو غزال من باشی
تک ستارهء روشن، در خيال من باشی
آرزوی من اين است، در شبی پر از رويا
پيش ماه و تو باشم، لحظه ای لب دريا
آرزوی من اين است، از سفر نگويی تو
تو هم آروزيی کن، اوج آرزويی تو
آرزوی من اين است، مثل ليلی و مجنون
پيروی کنيم از عشق، اين جنون بی قانون
آرزوی من اين است، زير سقف اين دنيا
من برای تو باشم، تو برای من تنها

صفحات قلبم

همه زيبايي نامت دارد

قلب من سردرش  از نام تو

گلگون باشد

تويي آن ماه شب تابانم

به خدا ميدانم

جاي تو قلب مرا نيست  خوشش

جاي تو قلب خدا ميخواهد

قلب تو قلب زمان  را بتپد

چه كنم

من چه كنم

تو بگو من چه كنم

منكه شدم عاشق تو

عاشق غمزه و نازيدن تو

عاشق آن دو زبر جد سيه

عاشق نور  دو ديده غمت

عاشق غنچه مخمور لبت

عاشق رنگ سپيد حرمت

چه كنم

عاشقم من به خدا ميدانم

كه نبايد بشوم عاشق تو

من نبايد بشوم مانع تو   تو غزالي و گريزپاي و چموش

توئي آن زهد جلال جبروت

توئي آن سرو چمان معشوق

تو ئي آن قلب سكوت ملكوتـــــــــــ

توئي آن ستاره اقبالم

ولي افسوس كه من نادانم

تو همه عاطفه ها  در قلمت

بشوم شاه به زير قدمتــــــــ

زندگی بدون تو واسم یه کابوسه ...زندگیم بدون تو سردو خالیه عزیزم ...

دوست دارم عشق من دوست دارم صبور من دوست دارم همه ی زندگی من 

خداجونــــــــم از لطف بيكرانتـــــــــ ممنونم  

عزیزم نامهربونم

هيچ كس را نا اميـــــــد نكن .شايد.اميد تنها چيزي باشد كه دارد.خدايــــا تو جانشين همه نداشته هايم اگر تنهاتــــرين تنها شوم باز هم خــــــدا هست . او جانشين همه ي نداشتن هاي من استــــــــــ.

 

تـــــــــــــارا گلي


نويسنده: تـــــــــارا گلــــی مورخ: شنبه نهم آذر 1387 در ساعت: 7:45 قبل از ظهر
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.parsdl.ir2.ir & www.golden-takpc.blogfa.com & www.golden-takpc.blogfa.com